تبليغاتX
YOURBLOG
دانلود/ترفند/عکس/آهنگ/جک/سرگرمی به زودی

video clipe jadide arshia sars 

coming soon

+ نوشته شده در  89/12/29ساعت 1:55  توسط cute boy | 
اگر بتوانید درست تایپ کردن را یاد بگیرید، نه‌تنها به‌دنبال حروف روی صفحه‌کلید نمی‌گردید، بلکه با چشمان بسته و بدون نگاه به صفحه‌کلید و با سرعتی دوبرابر سرعت معمولی می‌توانید به تایپ بپردازید. اگر دوست دارید به جمع تایپیست‌های حرفه‌ای بپیوندید و به‌دنبال آموزش‌های لازم برای یادگیری تایپ سریع هستید پیشنهاد می‌کنیم از نرم‌افزار TypingMaster کمک بگیرید.

undefined

این نرم‌افزار در محیطی کاملا جذاب و زیبا با بهره‌گیری از تکنیک تایپ لمسی، تایپ 10انگشتی را به شما آموزش می‌دهد. استفاده از این برنامه بسیار ساده است و با توجه به علاقه و پشتکار خود می‌توانید در مدت زمان کوتاهی با چشمان بسته هم تایپ کنید. نسخه محدود شده این نرم‌افزار برای استفاده رایگان از سایت زیر قابل دریافت است:

Download

+ نوشته شده در  89/05/10ساعت 19:2  توسط cute boy | 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

شاید در نگاه اول تصور کنید این پرتره حاصل تلاش کودکی خردسال برای کشیدن نخستین نقاشیهای خود است٬ اما با دانستن داستان پشت آن احتمالآ به تحسین ایده ی جالب و بکر خالق آن خواهید پرداخت.
هفدهم مارس امسال اریک نوردنانکار٬ طراح و هنرمند سوئدی یک وسیله ی ردیابی GPS (سامانه موقیت یاب جهانی به کمک ۲۴ ماهواره) را درون چمدانی قرار داد و آنرا به همراه مسیر دقیق از پیش تعیین شده ی خود به شرکت پست DHL تحویل داد.۵۵ روز بعد این چمدان به استکهلم بازگشت.سامانه GPS به صورت خودکار مسیر سفر این چمدان در دور دنیا را ثبت نمود.
اریک اطلاعات ثبت شده را به کامپیوتر خود وارد کرد و پرتره ای را که در بالا می بینید خلق نمود!به دلایل تکنیکی او مجبور بود این پرتره را تنها با استفاده از یک خط رسم کند.این خط غول آسا با عبور از ۶ قاره و ۶۲ کشور دنیا یک مسیر ۱۱۰۶۶۴ کیلومتری را پیموده تا بدین ترتیب با خلق این پرتره اریک را به شهرت جهانی برساند.
 

+ نوشته شده در  89/03/27ساعت 16:1  توسط cute boy | 

اگر پیتزا را فقط یک برش بزنیم، جواب آسان است: کسی که مرکز پیتزا را بردارد، سهم بیشتری خورده‌است.

برای دو برش نیز جواب مشابه است: کسی که تکه حاوی مرکز پیتزا را بخورد، بزرگ‌ترین تکه را برداشته‌است. اما وقتی با تعداد برش‌های بیشتری سر و کار داریم، مساله 3 جواب کلی دارد‌ که در طی سال‌ها، قضیه پیتزا را شکل داده است.

پاسخ اول می‌گوید اگر شما یک پیتزا را از یک نقطه معین به تعداد زوج برش بزنید (بیش از 2 برش)، پیتزا به طور مساوی بین دو نفری که تکه‌ها را یکی در میان بر می‌دارند، تقسیم می‌شود.

در مورد تعداد برش‌های فرد مساله بسیار پیچیده‌تر است. قضیه پیتزا می‌گوید که اگر شما پیتزا را با 3، 7، 11، 15 و ... برش غیرمرکزی تقسیم کنید، آن‌که تکه حاوی مرکز پیتزا را برمی‌دارد، پیتزای بیشتری می‌خورد. اگر شما از 5، 9، 13، 17 و ... برش استفاده کنید، فردی که مرکز پیتزا را برمی‌دارد در نهایت پیتزای کمتری خواهد خورد.

اثبات قضیه پیتزا
اثبات دقیق مساله بسیار دشوار است، اما مابری و دیرمن به‌تازگی توانسته‌اند اثباتی برای تمام حالات ممکن به‌دست آورند.

تلاش آنها از سال 1994 / 1373آغاز شد. دیرمن حالتی از مساله را که در مجله ریاضی متمتیکس منتشر شده‌بود به مابری نشان داد. از خوانندگان خواسته شده بود که دو حالت را ثابت کنند، نخست این‌که اگر پیتزا را با 3 برش تقسیم کنیم، شخصی که مرکز پیتزا را برمی‌دارد سهم بیشتری می‌خورد. اما اگر پیتزا 5 بار برش بخورد، عکس قضیه درست است و شخصی که تکه مرکزی را بردارد، پیتزای کمتری می‌خورد.

قسمت دوم مساله با یک ستاره نشان داده شده بود که در دنیای ریاضیات به معنای مساله فوق‌العاده دشوار است. مابری به خاطر می‌آورد که به دیرمن گفته بود: «اگر بقیه نتوانسته‌اند مساله را حل کنند، من هم خودم را درگیر آن نمی‌کنم. ما به اندازه کافی احمق بودیم که حتی به آن نگاه کردیم!»

اما دیرمن به سرعت حلی ترسیمی را برای حالت 3 برش به‌دست آورد. سپس دو نفر مشغول اثبات مساله برای حالت 5 برش شدند، اگرچه بعدا گرفتاری‌های جدیدی در اثبات مساله برای حالت 7 برش پیش آمد.

با توجه به موفقیت اولیه، آنها تصور می‌کنند روشی کشف کرده‌اند که قضیه پیتزا را یک‌بار و برای همیشه اثبات می‌کند. در حالت تعداد برش‌های فرد، تکه‌های روبه‌روی هم نصیب هر کدام از طرفین می‌شود. بنابراین یک روش حل این است که اندازه دو تکه را مقایسه کند تا معلوم شود چه کسی مقدار بیشتری برداشته است. سپس به سراغ جفت بعدی می‌رویم. با ادامه این راه، اختلاف را جمع می‌زنیم و جواب به‌دست می‌آید.

علی‌رغم سادگی راه‌حل، دست‌یابی به حلی که همه حالات را در برگیرد، درعمل بسیار دشوار بود. در طی 11 سال، آن دو گهگاه به سراغ مساله برمی‌گشتند؛ اما موفقیتی کسب نمی‌کردند، تا آن‌که جرقه نهایی در سال 2006 / 1385زده شد. آن‌ها که برای حل این مساله به برنامه‌های رایانه‌ای متوصل شده بودند، درنهایت موفق شدند با استفاده از شکل تازه‌ای از روابط جبری، این مساله را حل کنند.

کاربرد مساله چیست؟
حالا که این مساله پس از بعد از تحمل دشواری‌های فراوان اثبات شده، آیا سروکله زدن با انواع مختلف مسائل کاربردی آسان‌تر شده‌است؟ در واقع چنین به نظر نمی‌رسد. مابری اعتقاد دارد: «این موضوع جالب درباره ریاضیات است. ما اغلب به کاربرد نتایج اهمیت نمی‌دهیم چرا که نتایج به خودی خود زیبا هستند».

گاهی اوقات نیز جواب‌های مسائل ریاضی محض کاربرد خود را در جاهای غیرمتظره نشان می‌دهند. به عنوان مثال، یک مساله قرن 19 ریاضی که خم فضا پرکن (Space-Filling Curve) نامیده می‌شد، اخیرا به عنوان مدلی برای شکل ژنوم انسانی مطرح شده‌است.

مابری و دیرمن اکنون به دسته دیگری از مسائل پیتزایی می‌پردازند. مسائلی مانند این که اگر پیتزا مربعی باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ یا چه کسی پنیر بیشتری می‌خورد؟ با این وجود مابری می‌گوید: "این روزها من کمتر پیتزا می‌خورم!"

+ نوشته شده در  89/03/26ساعت 15:23  توسط cute boy | 
خوب! یکی از آرزوهای دیرینه کاربران موبایل هم، برآورده شد، نسخه ژاپنی سایت سی نت خبر از به بازار آمدن گوشی موبایلی در چین داده است که ریش‌تراش هم دارد.

با این حساب، از این به بعد باید فهرست ویژگی‌های موبایل‌ها دارا بودن یک ریش‌تراش خوب و کارا هم اضافه می‌شود!

+ نوشته شده در  89/03/26ساعت 15:15  توسط cute boy | 
www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

+ نوشته شده در  89/03/26ساعت 15:13  توسط cute boy | 

یک داستان واقعی

اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني

+ نوشته شده در  89/03/26ساعت 15:10  توسط cute boy |